تبلیغات
ســـفــیــران اردهال - باید صدام را خانوادگی شکست بدهیم
 
درباره وبلاگ
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
ســـفــیــران اردهال
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

باید صدام را خانوادگی شکست بدهیم

باید صدام را خانوادگی شکست بدهیم

همسنگران محرم هر از گاهی که به دیدنم می آیند تعریف می کنند که عملیات خیبر یکی از سخت ترین و پیچیده ترین عملیات های جنگ بود و هنوز خیلی از کارشناسان نظامی نمی توانند هضم کنند که رزمندگان ایرانی با امکانات کمی که داشتند از این عملیات پیروز و سربلند خارج شوند.

 

مادر شهید محرم مقدم گفت: پسرم در ماه محرم سال 34 به دنیا آمد و پدرش نام محرم را برایش انتخاب کرد، وی ازبچگی سر به زیر و خجالتی بود و بین بچه های محل به حجب و حیا معروف و نماز اول وقتش هیچگاه ترک نمی شد، بیشتر اوقات بیکاری اش را در مسجد و کمک به مردم محل، سپری می کرد.

طاووس مقدم افزود: محرم در رشته تکنسین فنی هواپیما تحصیل کرده بود و با اتمام تحصیل با اینکه دو فرزند خردسال داشت راهی جبهه شد و می گفت شاید آنجا به وجودم نیاز بیشتری باشد و اگر نروم به مردمم خیانت کرده ام.

وی ادامه داد: روزی که به جبهه اعزام می شد را هیچ گاه فراموش نمی کنم، پدرش خواست با توجه به شرایط زندگی و داشتن فرزندان خردسال، از تصمیمش منصرف شود که محرم به شوخی گفت؛ دشمن تا همدان پیش روی کرده اگر دیر بجنبیم به تهران خواهد رسید من پیشنهاد می کنم علاوه بر من ، شما و برادرانم نیز به جبهه اعزام شوید تا خانوادگی صدام را شکست بدهیم. 

مادر شهید افزود: محرم برای رفتن به جبهه لحظه ای تردید به خود راه نداد و می گفت اگر چندین بار بمیرم و زنده شوم همین راه را انتخاب می کنم و رفتن و مجاهدت در راه خدا را به چیز دیگری ترجیح نمی دهم.

وی اضافه کرد: به گفته همرزمانش ، محرم در عملیات خیبر وظیفه خنثی کردن مین را بر عهده داشت و تجهیزاتی که برای این کار لازم بود در حدود 15 کیلوگرم وزن داشت که همه این تجهیزات را به تنهایی حمل می کرد و اجازه نمی داد کسی در حمل آن ها کمکش کند و می گفت این کار وظیفه من است و خودم باید به نحو احسن این وظیفه را به انجام برسانم.

این مادر شهید گفت: پسرم زمانی که مشغول پاکسازی مین بود دشمن  وی را از ناحیه پیشانی هدف قرار می دهد و به شهادت می رساند و به علت درگیری شدید چند روزی طول می کشد تا پیکرش را به عقب منتقل کنند و زمانی که پیکر محرم به تهران رسید هفدهم اسفند بود و 10 روز از شهادتش می گذشت.

مقدم ادامه داد: محرم به خاطر خدا و وطنش شهید شد و به این خاطر راضی نبودم از شهادت پسرم سوء استفاده کنم و دنبال گرفتن امکانات و امتیازات باشم و در این 30 سال اگر بخواهم انصاف را در نظر بگیرم بنیاد شهید خدمات مطلوبی ارائه کرده ولی در کل صلاح نمی بینم از عنوان مادر شهید بودنم استفاده ابزاری کنم.



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 تیر 1396 08:11 ق.ظ
Hey very cool site!! Man .. Beautiful .. Superb .. I will
bookmark your web site and take the feeds additionally?
I am satisfied to search out so many helpful information here within the publish,
we need work out more techniques in this regard, thanks for sharing.
. . . . .
دوشنبه 1 خرداد 1396 01:18 ب.ظ
Hi there, yeah this piece of writing is genuinely nice and I have learned lot of things from it about blogging.

thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب